السيد محمد حسين الطهراني
50
سر الفتوح ناظر بر پرواز روح (ضميمه فقهاى حكيم) (فارسى)
به ميان آيد مىگويند : به مقدارى كه انسان را در اصول فقه إعانت كند لازم است ، زيرا بسيارى از مسائل اصول فقه مشحون از مسائل فلسفى است . و اين طريقه خسرانى است بزرگ ، كه انسان فلسفه را بخاطر اصول فقه بخواند . بعضى از مخالفين فلسفه ، اشكال به آن را چنين عنوان مىكنند كه : آنچه از حقائق و معارف أصيله مىباشد ، همه در روايات واردهء از معصومين عليهم السّلام وارد شده است . زيرا كه حقّاً أحاديث شيعه دائرة المعارفى است كه در آن از هر گونه مسائل اعتقاديّه و حقيقيّه از سِرّ توحيد ، و رموز عالم آفرينش ، و وحدت و كثرت ، و قضاء و قدر ، و لوح و قلم ، و عرش و كرسى ، و أرواح مجرّده ، و ملائكه ، و جنّ و انس ، و حيوان و نبات و جماد ، و غيرها ؛ همه و همه بطور مستوفى بيان شده است . و أئمّه عليهم السّلام تا سنهء 329 هجريّهء قمريّه كه غيبت كبرى واقع شد ، به تدريج بيان كردهاند ؛ و قرآن ما كه يگانه كتاب هدايت است و در آن آيه : وَ لا رَطْبٍ وَ لا يابِسٍ إِلَّا فِي كِتابٍ مُبِينٍ « 1 » مىباشد ، يگانه كتاب هادى و راهنماى ماست . در اين صورت چه نيازى به علوم عقليّه و أدلّهء فلسفيّه داريم ؟ پاسخ آنست كه :
--> ( 1 ) - ذيل آيه 59 ، از سورهء 6 : الأنعام [ : « و هيچترى و هيچ خشكى نيستمگر آنكه در كتاب آشكار خدا وجود دارد . » ]